♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس باختن به جانت که می افتد روحت را میخورد هستی ات را میتراشد خاکسترت میکند واندوه پشتِ اندوه بر دلت؛ غبارِ دلمرگی می کارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرزمین آرزوهای پاک من بر تو نمی توانم پا بگذارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوکِ قلم در قلب واژه شکست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره اشک .....داند که غمم دریاست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوش کن در مهتاب . . هر نیمه شب صدایم را . . نگاه کن . . چشم هایم را تا ببینی دوستت دارم های بی انتهایم را . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه شعر نه باران نه شراب نه حتی چشم های تو . . وقتی که لبخند میزنی دیگر مرا شاد نمی کند ! وقتی که سرنوشت روز ها . . شب ها . . و تمام لحظه هایم را به بی تو بودن فریاد می کند ! . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا زنده باشم وقتی در تاریکی قدم می زنم وقتی که او مرا و گلدان ها کنار پنجره را از یاد برده است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که نیست ...با دیدن هر متن عاشقانه ای .....فقط او را می بینم.....بارانی میشوم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از راه وفا ، گاه ز ما یاد توان كرد /گاهی به نگاهی ، دل ما شاد توان كرد/ نالم مگر از ناله به رحم آورم آن دل /اما كه چه _ با خوی ِ خدا داد ، توان كرد ؟ /زین بعد كسی ناله ی من نشنود _آری /تا چند مگر ناله و فریاد ، توان كرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين دنيا اصلا اهل زندگي نيست. زمين خيلي حسود شده، چشم ديدن منو نداره از همين حالا داره پيراهني سياه به قامت اندوهم ميدوزه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در لا به لاي واژه هاي مُرده گام بر ميدارم و ذهن سپيد كاغذ را مينويسم ! بي اختيار در آغوش غم لم ميدهم و در خلوت يك ترانه مدام اشك ميريزم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .