♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو بد نمیگفتی، همیشه کارای قشنگی توی دنیا هست که میشه انجام داد. مثل شنیدن این جمله: « من خوشحالم از اینکه با تو آشنا شدم»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقت رفتن است همه وسائل را جمع کردم به جز صندلی تو شاید وقتی بر می گردی خسته باشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سکوت زندگی .....اینجا حاشیه خزر .....هوا ابری.....دریا طوفانی.....من و قسم ......به همون خدایی که عاشقشی قسم عاشقتم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این بــار چشم ـهـایش را بست وقلبی را نشانه گرفت و تیر خلاص را رها کرد که به خاطر خودش می تپید......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنتۓ بیــا و دوبـاره دعوتـ ام کن بـ یک ـهـم آغوشی ِ پـُر التهـابـ بیـا و مـرا از ـخودم خواهش کن . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـــکم نمی خواهـــی بـــرای یک بـــار هم به رویـــاهایم واقعیتـــ ببخشــی ... ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال هاست که می بارم و هیچ کس حتی قطره ای خیس نمی شود........تو هم چترت را ببند....خیالت راحت......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برایت تنگ شده، اگر فُرصت کردی فکر فصلهای ابری را از سرم بردار و بیزحمت لبانم را به اقیانوس بیانداز تا ماهیان، از داغ این همه بوسهی پس داده تا زندهاند به جفتهای شان بوسه پس دهند،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام بوسه و لب ها را دامن بزن تا دیگر حرف های لبم این گونه سر راه گونه هایت ردیف نشوند،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چند لحظهای که مانده زمان کمی نیست......بگذار...نفسهات روی نفسهایم ....بارانی شود..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دونم اسمش رو چی بزارم حالااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .