♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از بالای قله که به صدای شهر ها گوش کنی، صدای آدم ها تا هزار متری آسمان هم نمی رسد! بیچاره حنجره ی آدم، چه غریب افتاده در پیچ گلوی زمین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
. زمستونم اومد...........برای شعر تازه اجازه بی اجازه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب زندگی یک شعر است ...همين !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توي دلم دردي هست كه حس كردني نيست توي نگام غمي هست كه ديدني نيست روي لبام حرفي هايي هست كه گفتني نيست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت صبح که فرا مي رسد و نمي توانم بگويم رسيدن شب را بهانه ميکنم و باز شب مي رسد و صبحي ديگر و من هيچ وقت نمي توانم حقيقت را به تو بگويم بگذار ميان شب و روز باقي بماند که چه قدر دوست دارم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشق بارانم ، زیرا عاشق قلب مهربان تو هستم... وقتی باران می آید ، احساس میکنم در کنارمی .... احساس میکنم دستان گرمت درون دستهای من است و با هم قدم میزنیم در زیر قطره های مهربان باران .... صدای رعد آسمان مرا به یاد آن لحظه می اندازد که با فریاد به تو میگفتم دوستت دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا به خاطر آور...........سرد بی روح بر زبان چكنم بی تو نمی دانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام ... خسته نبودنت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم چترت را ببند سال هاست که می بارم و هیچ کس حتی قطره ای خیس نمی شود!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خنده هاي تـــو آرزوهـــاي مـن انـد بخــند ؛ ... تا برآورده شوند ... ! سپيده داودي /
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .