♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میدانی این روزها دستان ِ تنهای ِ بی کسیم در التهاب ِ نبودن ِ تو پرپر میزنند...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستانت خسته شد بس که رنگ زدی در و دیوار ِ دلم را به رنگ ِ عشق! بیا بیا بنشین به چای ِ گرم ِ خاطره و باران میهمانت کنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام ِ اعتقادات ِ تو در چشمهای ِ من است ! باور نداری؟ قول میدهم با نگاهی دگرگونت کنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت ِ تو بن بست ِ تمام ِ لحظه های ِ من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرزنش نکن اشک ِ لرزان ِ چشمهایم را بگذار درد ِ دلهای ِ من محرم ِ آخرین اسرار ِ ما باشند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا به اين باور رسيدم كه آفتاب گرم خرداد جايگزين خوبي براي تو نيست !! من خودت را میخواهم . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سعي كن زودتر بيايي من فقط تا ۱۰۰ بلدم . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم اشک چشمم با اشک چشم آسمان در هم آمیزد تا هیچکس حتی خودت نبینی چقدر دلتنگ شدم ......... گوشی را بردار دارد دلم زنگ میزند از آهن نیست اما در هوای تو خیس از بارانی که میدانی از آسمان ِ کجا باریدهاست دارد زنگ میزند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط اومدم که بنویسم ، که بگم ، که بخونی : د و س ت ت دارم .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نم نم باراني وقتي كه شوري هجرانت را بر زخم دلم مي پاشي و يا شايد بخار نفس هاي يك استكان خالي از چاي وقتي كه من به شيريني زننده ي قند ها خرده ميگيرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم مثل باران پاييزي جاري كرده . مرا سخت در آغوش بگير ميخواهم ببارم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک جاده می کشم از قلب خودم به قلب تو ! همه ی مسیر قدم هات و با گل های صورتی و سفید و قرمز فرش میکنم . فقط خودت و زود به قلبم برسون به کمک های اولیه ات نیاز داره ...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس می کنم که دست و دلم روی ابرهاست دارم درست مثل تو بی بال می پرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که می دانی ......من از جغرافیای جهان فقط راه خانه ام را بلدم.......تنها به من بگو در کدام آبادی پنهان شده ای؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهاست به انتظار ايستاده ام شايد باران بتواند....چتری باشد بر تنهایی من ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .