♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شمع نگاهم را روشن نگه می دارم شاید شبانه رویای خواستنت درباغ هستی ام روانه شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرت را جلو می آوری ، پاییز می شود دهان باز می کنی ، انارها ترک می خورند می بوسمت ، فصل چیدن چه زود تمام می شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب... باران چه نوازش مهربانی دارد ...پر از تکه های احساس ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار قرار نیست قصه ی بی تو بودن تمام شود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انار وجودت که روی شعرم چکید ........ همه ی دفترم قرمز شد! چه خوب است همه چیزم به رنگ تو باشد...... حتی شعرهایم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابرها بهانه اند... اخم که می کنی رعد می زند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عادت ما آدم هاست سیگار هم کامش را که داد زیر پا له می کنیمش..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفرت دارم... گریزانم... از گذر لحظاتی که در آنها نیستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اخرین سیگار را از پاکت سوخته ی سرنوشتم بر می دارم عجب اتشی نشانده ای بر خرمن سوخته ی تقدیرم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشتباه کردم که هر بار شکستنم سکوت کردم و لبخند زدم فکر کردند اصلا درد ندارد . . . !!! محکم تر ضربه زدند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آغـــوشِ خودمـ هستمـ ... منـ خودمـ را در آغـــوش گرفته امـ ! نَ چندانـ بآ لطافتـ ... نَ چندانـ بآ محبتـ ... اما وفـــادار... وفـــادار ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خشک می شوم...بی چتر...خیس...زیر مژگان بلند تو... کاش بودی...تصویرت را نمیخواهم... رویا نمیخواهم...باران نمیخواهم... کاش بودی...دستهایم...کم دارد چیزی را... زیر این بارشهای بی رحم روزگار.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
-صدای قهقهه کاعذ بر "شاعران" .....تو فقط روی زخم کاغذ دست بکش...قهقهه اش با من....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .