♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشتهای باریکت نشان ابرهای دنباله داریست که باران را در شکم دارند!!! انگشتی بر دریا بزن صدفها آبستن میشوند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا برایم چند خط شعر سپید بنویس..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر دوباره كودك ميشدم فقط از سوسك نميترسيدم . كودك كه نميتوان شد . . . اگر بزرگتر شدم فقط ميخواهم لبخند بزنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پوکی که به سیگاز زده ای آنچنان غمگینم نمیکند چند پوک دیگر بزن من پاییزتر از توام...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال ها...بی گناه زندانی زندگی را تحمل کردم که هیچ کس میله های وحشت زایش را ندید ....برای همه سوختم و کسی برایم گُر نگرفت.....همه کس مرا دید و هیچ کس به دادم نرسید...سکوت، تمام اندوخته من از این زندگی پست بود . باور می کنی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ندانستم مرد خود شکسته را شیرینی دوست ندارد حتی اگر فرهاد باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درخت با شاخه هایش همیشه تنهاست چه در پائیز و چه در بهار اما من تنها درختی ام که هربار بیدار می شوم با شاخه هایم همیشه چشم به راه برگ چیدن دستهای توام ... کاش دستهایت یکبار دیگر با درخت آشتی میکرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه مي شود پايان عشق هاي بي سرانجام .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس تو را به یاد نمیآورد این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی و تو حتی آرزوی یکی نبودی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داشتم بعضی اشعار مرحوم ابوالقاسم حالت را می خواندم ؛ که به این بحر طویل فکاهی و زیبا برخورد کردم ... بد ندیدم شما هم بخوانید ... به امید لبخندی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک جایی گم شده ام ... شاید میان حجم سنگین و نفس گیرِ بودن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ترجیح می دهم همان کنج دلم باقی بماند ...از ماست که بر ماست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز بوی پونه های باران خورده را دوست داری؟هنوز برای یاس های باغ غصه می خوری؟...همانها که با عشقت در نگاه دلم پنهان کردی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو مي داني كه چه شد من ماندم و اين همه سكوت ؟ چه شد كه من ماندم و اين همه دلتنگي........؟ من ماندم و اين همه سرگرداني ؟ تو می دانی چرا هر چه این نگاه میبارد، این بغض سبک نمی شود !؟ من تشنه يك فاتحه ام... مي خواني !!؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .