♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کنم با دل تنــها , چه کنم با غـــم دل چه کنم با این درد , دل من ای دل من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شیرینی خاطره هم از آن ِ تو فقط بگذار لحظه ای تو را نفس بکشم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا عالیست.باران نم نمک میبارد و صدای بهبه و چهچه همه را درمیآورد!! آدم باید خیلی بی تفاوت و بیاحساس باشد که عکسالعمل نشان ندهد! من از همه ساکتترم.شاید بیشتر از همهی آنها دارم لذت می برم، اما حرفی برای گفتن ندارم. ساکتم؛دارم با تمام وجود لذت میبرم؛اما همچنان غمگینم!! یعنی ممکن است روزی بیاید که این غم نباشد؟! این غمی که نمیدانم از چیست حتی و ریشهاش کجاست!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا!من از زندگی الانم خیلی راضیام! بذار همین جوری پیش بره.....تنهای تنها.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر باورم نمیشود روزی بیاید که عشق را در خودم و برای خودم ببینم. پس سعی میکنم از دیدن عشق در دیگران خوشنود شوم! مهم بودن عشق و دیدن آن است.فرقی نمیکند کجا و برای که باشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام روزها را مانند راهبه ها شب میکنم وشب را به امید صوفی گری به صبح میرسانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میبینی سکوتم را...؟ دوست داشتن همیشه گفتن نیست...دیدن نیست... گاه سکوت است...گاه نگاه... من از سکوت گریزان بوده ام همیشه.... اما سالهاست که سکوت کرده ام و اینک ترس مرا تکان میدهد و من پیوسته به عقب بر می گردم و ازخود این سوال را بارها می پرسم! که ایا راه را عوضی امده ام؟ دلم گرفته از این فریبها و نیرنگها... از این دو رویه مردمان بیهوده گر... از انهایی که خدا را پشت یک تکه ابر پنهان کرده اند... چرا؟ چرا سادگی ها همیشه تهش باختن است؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه های تنهایی چه دیر میگذرد .... دلم را به درد می آورد و مرا از زندگی خسته میکند ! شاید این سرنوشت من است که اینگونه باشم... آهنگ زندگی غمگین شده ، لحظه ها همه نفسگیر شده .... آهنگی به سبک سکوت و یک غم بی پایان در قلب تنهایم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو من یک بغل احساس پریشان دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها این معما مرا می آزارد : اگر سکوت تمام شد چه باید کرد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای تفریح آفریده شدم اگر برای دیگران سودی نداشتم خدایم را بسیار خنداندم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میروم تا او با خیالی آسوده بیایید.......یادت هست گفتی وقتی من هستم تو نیاش.....بیا ....عزیزکم ....من رفتم ...آسوده باش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه؟ در میان سکوت سرد سایه ها بیابمت همیشه فکر می کردم با طلوع چهره فانوس شب تیرگی هم غروب خواهد کرد نمی دانستم خود مهتاب، فریب شب است!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .