♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الان من ..پنجره ای رو به ساحل ....دریا ....نمی باران ....ساحل خزر....فنجانی قهوه ....سکوت زندگی....جایت خالی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کــــــــاش میشد گفت این دل، تنگ نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه هیاهوی چشمانم را آن طور ک باید معنا میکنی.. اینبار هم چشم میدوزم به روی زیبایت و سکوت میکنم، تو ، ضربان قلبم را بهتر از خودم معنا میکنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عکس با خاطره معنی دارد کوه با ابر، زمین با باران عشق با اندوهش.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فریادهای سکوت در صدف خالی من می پیچد که چه دلتنگ برای هیچ کس می میرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در استخوان من جریان دارد اضطراب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از فرط بغض مثل پلیکان ها شده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به يك آينه، يك بستگي ِ پاك قناعت دارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل من فقط به بودنت خوشه ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در برگ ریز خزان -درین ماتم فصل- دیگر شرشر ِ ناودان هم بهانه به دستم نمی دهد با تنهایی تنها شده ام و با غم ها دوست حسرت تمام ِ من شده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اندوه ِ مرا بچین ...که رسیده است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .