♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرنوشتِ نام ِمن افتادن ، در تهِ فنجانِ فالِ تو بود.. وقتي كه گنجشكهاي باغِ ما به بلندترين شاخه ي درخت همسايه كوچ مي كردند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر تو نباشی دریا غرق میشود در رگهایم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نیز روزی نفس می کشیدم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ڪــــــــــــــآش مــــــــیـ شـد خـــــودمـــو یـــﮧ جـــــآیی جـــــا بگـــذارم و بـــرگـــردم بـــبـــیــــنـــم دیـــــــگـﮧ نـیـــســـتـــم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو یک نفر! بساط مهربانیت را همین جا، گوشه ی دل من پهن کن. قلکم را برای خرید تک تک مهرهایت، خواهم شکست. فقط تو یک نفر.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگی های من ، بوی نمِ کاهگل دیوار خانه ای را می دهد در روستایی دور و آرام، یا بوی سیمان خیس خورده ی حیاط خانه ی کودکی ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جــایِ خــالیــــِ تــــو را آنقـدر بـــا چـشم هایـــَم آب خواهم داد کـ ه بـــــاز کـنــارم ســبز شــوی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همچنان سخت میگذرد در انتظـار کسی که هیچ اُمیدی به آمدنش نیســـت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر زمین آمده ام تا پرواز بیاموزم... رهایم نکن، معبودم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .