♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت درختهاي پاييز پرتقالها غروب كرده اند. شب كه بيايد ماه رانمي چينم. آدمها عاشق تراز اينند كه آسمان ابري شود. چيزي اگر پايين بريزد غريبه نيست. باراني نارنجي است كه روي درختها ميخوابد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بيهوده است كوشش ما براي رسيدن به جهنم آنگاه كه دست ما از رسيدن به بهشت كوتاه است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرستويي كه مقصدرادركوچ ميبيند،ازويراني لانهاش نميهراسد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا نکند که زمین و زمان به جانت بیفتند و نگذارند بنویسی ...!! فقط پریشانی برایت می ماند و بس !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لهجهات نه شمالیست نه جنوبی اما حرف که میزنی باد از شمال میوزد و پرندگان از جنوب باز میگردند…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جایت خالی می خواستیم بخندیم جای لبخند بر لب خالی بود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا......حیف که از بهشتت روندی ما رو !!....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر میکشم جام بغض هایم را... و مست از غم زندگی، پرسه میزنم در کوچه های خیس دلتنگی !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .