♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا....این بار حواست را جمع کن ...انسانیت را به تکه ای هوس نسوزان ....و به زمین تبعید نکن ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسردگی پرنده غمگینیست ...روی شانه ام.....که حتی از دست هایم دانه نمی چیند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته! هوا ی خزر چقد امروز بد شده ..خورشید خیلی گرم تر از همیشه می تابد انگار او هم می داند بی تـو سرد است سرزمینی که عزیز مصرش تو بودی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر؛ روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛ چند زمستان برف نشسته است؛ تا من به بهار رسیده ام ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها برگ هایی زیر پا می افتند که برای لحظه ای رقص در باد شاخه خود را فراموش می کنند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
“تو با من باش” من دست همه اتفاق ها را میگیرم که نیفتند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـــــــــــــــــداوندا!!!!!!!!! خسته ام... از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاک....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من احساس میکنم همواره بدنبال چیزی هستم که هرگز نخواهم یافت!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فــقط با تــو پــروانــه می شـــوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قـهـوه ات را نصـفه خـوردی سرنـوشـتم تـه فـنـجـان جـا مـانـد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجب هوایی دارد ساحل چشمانم........کنار خزر...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 3 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .