♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صِفر را بستند، تا ما به بیرون زنگ نزنیم... از شما چه پنهان، ما از درون، زنگ زدیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوب میدانم،خوب میدانی ..رفتی و تمامت اینجا ماند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من عاشــــق رابطــه های دو طــرفــهام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به اونایی که دیگه ازشون خبری نیست به اونایی که غیبشون زده به اونایی که دیگه نمینویسن یعنی ادم رو عصبانی میکنید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز مردي خسته کنار خزر... روي نیمکتِ قرار هميشگي ما خوابيده بود... او خيالش تختِ تخت بود كه؛ از آمدن تو خبري نخواهد شد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .