♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دانی که من به عالم یالقیز سنی سورمی .......ور در برم نیایی اندر غمت اولرمی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم را زنده به گور کردم زمین عاشق شد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قاشلارین اوخدی سنین،عاشقین چوخدی سنین، من سنی چوخ سئویرم خبرین یوخدی سنین.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کودک درون من مرا دیوانه کرده... هرشب از من میپرسد... چندتای دیگر بخوابد تو میایی... بیا...خودت به او بفهمان هرگــــــــــــــــز ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت شیشه برف می بارد ..در سکوت سینه ام دستی دانه اندوه می کارد ...مو سپید آخر شدی ای برف ..تا سرانجامم چنین دیدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه به پرواز بیندیشم اکنون دستانم در باغچه همسایه جوانه زده است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوني بر برف مي نشيند مردي به زمين مي افتد آيا مردم فقط تا زمان آب شدن برفها به ياد او خواهند بود؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر سوز دارد ..دیماه ....تولدم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و تو آبروی حادثه های تلخ بودیم در گذر بی وقفه ی زمان و اگر به نا گاه ریختیم ; يعني زمين هنوز هم گرد است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .