♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انتظار جمعه ای شیرین نباید داشت من خستگی تمام هفته را به جمَعه تقدیم کردم باز دلش گرفت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز رد کسوف را در چشمان من رصد کردند و فردا همه کلاغها آواره می شوند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
]rnv cdfh lds,d ,rjd fhn 'ds,hkj vh fu jhvh[ ld fvm , lk ha' ld vdcl........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام احساسم زیر باران نم کشیده است مشاعره را من باختم ،وقتی باران غزل عطر خاک را برایم رو کرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین .....گیسوان نرگس در چنگ باد اسیر است و چشمان دریا خیس از دلتنگی ماهی ها ...درختان از تب عشق زمین سوخته اند ...این همه دلیل برای آمدنت کافی نیست!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این نیمکت چوبی تنها همان وسوسه گناه آلود با هم بودن است اما من این بار تنها نیستم با تبر آمدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی خواهد رسید من دهان تمام عاشقانه ها را برای تو سروییس خواهم کرد ...شک نکن.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام این هفت در را باز گذاشته ام می دانم فرار می کنی به زور که نمی شود تو را در دلم نگه دارم وگر نه من بی آبروی این شهر عشقم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور. ایندی منه داش ووران اوزگلره باش وورور. اوزگه اگر داش وورا دردینه دوزمک اولار. باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وورور…
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .