♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نمیگویم: (تو نیستی که ببینی روزهای من چگونه زرد میشوند و فرو میریزند.) تو از حواس من نزدیکتر ایستادهای به طلوع شبانهی ماه در چشم قُمریانِ پنجرهام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدای من! مشکن ساقهی امید و آرزوی مرا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جان کندن سختی ست غرق شدن در احساسات و واژاه های واقعی ....در فضای مجازی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران تویی....................کلمهها دیوارند و دوست داشتنات پرندهای گیر افتاده در اتاق..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم باید مثل باران باشی برای داشتنات یا باید چتر داشت یا بیش از حدّ ِ مطلقی دیوانه بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قسم میخورم کافر بودم اگر عاشقات نمیشدم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنبالهی این شعرها را نگیر دیگر.....شاید مرده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل وجیگر فروشی ها ..این روزها چقدر شلوغ شده .....نوش جان......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داماد شدهبود زیر برفدانههای سپید بی عروس.....آدم برفی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شبها کابوسهای شبانهام تیر میکشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشبختترین شاعر دنیاست آن که تو را دارد............
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .