♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روزهایی دنیا همینطور الکی بی تو .... میگذرد با درد هایش... کنار خزر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را با رنگ کلمات ننویسم چه کنم؟ با عطر کلمات اگر نبوسمت سر به کجا گذارم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به رسیدن فکر نمیکنم، به تو فکر میکنم و میرسم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جزر و مد های زیادی آمده اند و رفته اند مـــــــوج در مـــــــوج امـــــــــا نمی دانم چرا هنوز هم بر تن خیس ســــاحل نام تــــــــــو را می بینمـــــــ ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشتانم آبستن بطالت اند و دیگر قدرت نوشتن غم هایم را ندارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش به جای تمام این شعرها و همه این نامه های عاشقانه که نخوانده می گذری بلد بودم برایت شال ببافم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنارم هستی ولی نه دل تو ،نه فکر تو با من نیست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .