♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه هایم. . . فاسد شده اند دیگر. . . تا شش ماه بعد از نگاه تو تاریخ مصرف داشت شاعری ام !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیس. . .خودت را آتش هم که بزنی اینجا . . .چراغ های رابطه تاریکند!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرد را برایم معنا نکن ! زیر باران گریه می کنیم دیده نمی شود نه گریه ! نه مرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوباره شب شد و ما و اتاق معمولی سکوت ، پنجره ، دیوار و طاق معمولی.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .