#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
سرت به سنگی بخورد.. که روزی به سینه اش میزدی...
دل توشته هایم را چه کنم....
دل نوشته هایم را جه کنم..................................................
نامه هایم از سفـــــر می آید و من نیســتم
آهسته و آرام.... از من مپرس که از کجا می آیم.... من از سرزمینی دور اما سرشار از مهربانی می آیم..... من هم آواز با پرندگان و هم صدا با بهار همراه با وزش نسیم صبحگاه می آیم...... من با کوله باری از عشق می آیم.
روي ويرانه هاي اميدم
من ماندم و این تنهایی..........................
عشق من
عشقت کیه
می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم
من با کی بگردم.....
ندیدنت آسون نیست..
بغض لعنتی
نه عزیز دلم..یکی دیگه بود که اصلا خودش نفهمید...
اخیش خیالم راحت شد از طعنه کنایه بیزارم هر وقت ازم گله داشتین بهم رک بگین ... هم تو هم علیرضا .
منم اینجوریم عزیزم...طرف اول به خودش گفتم بعد تو عمومی...وگرنه من باهرکی مشکل داشته باشم بی تعارف بش میگم...
چشم به دور دستها دوخته ام تا رد و نشانی از تو ....
در نیلبکی خالی ومن زمزمه میکنم روح سبز باران را
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .