♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به ديوار تكيه زدم تا نريزم و آوار نشم وقتي با بي رحمي گفتي فراموشم كن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفتي و من آغوشم كه پُر بود از تو شد خالي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يكبار از ديار يكبار از ياد يكبار از دل و يكبار از دست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـــــــــــــدايـــــــا زمــــين نميآيــــــــــي؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این بار که کسی آمد نمــی گویمـ بـــرو حــتی نمی گــویمـ کس دیگـــری رامی خـــواهمـ فقـط می گــویمـ : ببیـــن ! من شکــستـه امـ ! خستــه امـ ! کمی آراممـ کــــن ... همـیـن !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل هایم… برایت تنگ شده اند… آخر تو که نمی دانی… برای فراموش کردنت دو دل شده ام…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم… خواب مرا نمی برد… تو را می آورد!!! از میان فرسنگ ها … فاصـــــــــــــــــــــــــــــــــــله…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاییـــــــــــــــز ها تمام خاطرات زیبا تمام رویاهای شیرین با بوی عطر تو در مقابل افکارم خودنمایی میکنند میرقصند کف میزنند به رخ میکشند نبودنت را….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه ی کلمات با آنچه میان من و توست بیگانه اند… و من هیچ کلمه ای را برای گفتگو با تو شایسته تر از سکوت نیافته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روحم به پــــرواز در می آید…
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 3 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .