♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر مدار تو که می چرخم زمین از دور می افتد تا برایت زانو بزند با تو دنیا چقدر عجیب می شود در قانون نیوتن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ خانه ی آبی نمی بینم در این شهر که بتابد بر این پنجره این اتاق تاریک
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوار هایِ تنهاییام را بلندتر کردم! دیگر تنهاییِ هیچکس نمیتواند از آن بالا برود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگیهای آدمی را باد ترانهیی میخواند، رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از من برای تو چیزی نخواهد ماند جز چشمهایی مصلوب نگاه جغدها و قلبی در پنجهی گرگ.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاییز و هجوم تنهایی ... دهان باغ ، وامانده..... شگفتا برگ!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به خواب نرفته اند درختان قبض روح شده اند از اين سرما كه چون عزراييل به جان باغ افتاد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زین پس تنها ادامه می دهم،در زیر باران....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .