♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نپرس چرا سلام ات همیشه خیس است آخرخانه ی ما از وقتی تو رفته ای سقف ندارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گذشت تمام دیروزهای بیهوده ام آغاز می کنم دوباره برد و باخت هایم را چه بازنده چه برنده این سفر را باید رفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتی بخند گریه ام گرفت گریستم خنده ات گرفت !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شدم فاحــشه ي دست روزگار... دنــيا تجــاوز مـيكـنــد .. عـشـق تـجـاوز مـيـكـنـد .. بـــدبخـتـــي تجـــاوز ميكــنــد .. بـــــــــزرگـــــان تجـــــاوز مــيــكنـنــد .. آن كـــه قــــدرت دارد تجـــــاوز مــيكــنـــد .. و مـن حامـله ي فـرزنــدي هــســتـــم بــه نـام عقــــــــده!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گیردل من ...آویز رخت چرک های گذشته ای هستند که جز خاطراتی - که منسوب اند به جوانی - و دلهره هایی از پشت یه عمر نادانی می لرزد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انقدر زیبا عاشق اوشده ای که ادم لذت میبرد ازاین همه خیانت !!!!!! روزی هم این گونه عاشق من بودی یادت هست لعنتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا ... فقط همین ثانیه حرف ها بی بهانه است چند دست نوشته و یک قلب پاک اینجا تمام حرفهای من صادقانه است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی پیچک ها غمگین میشوند باران بر دیوار آنها اشک می ریزد تا همه باور کنند عشق پیچکی ست که دیوار نمی شناسد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .