♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی انسانیت و از خود بی خود بودن روز مبادا آدمهاست ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو صدای پایت را به یاد نمی آوری چون همیشه همراهت است ولی من آن را به خاطر دارم چون تو همراه من نیستی و صدای پایت بر دلم نشسته است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر خاک من بنویسید " او ندانست و هرگز نخواست که بداند"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روح است که می تازد در حروف الفبا و چون شاهزاده ای شکار میکند آهوان غزل را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میان اشک و لبخند این روزهایم ... علامت مساوی میگذارم ... میگذرم و میگذرانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشــکهـای شـور مـــن چـــــه بی حوصله ا نــد و حرفهای تـــو چــــه تـلخ ... کــاش یــک جــــرعه از ایــن تلخـی می نوشیـــدی ، و بـعد ... مـــرا به دست خــــاک می سپـــردی ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گنجشک های بیداری بر پلک های خسته ام می رقصند .....شب بارانی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گنجشک ها از من آشیانه می سازند کلاغ ها به من می خندند این روزها مترسکی شده ام که ترساندن نمی داند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه تاریخ ادبیات و نه واژههای قشنگ. مرجع شعر درد است، درد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .