♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای ... شب به شب اینجــــــــ ــ ــــــــا برایت می نویسم، تا بدانی چه به سرم آورده. . . . یادت..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این که شکستی، دل بنده بود، نه کاسه ی مجنون.. . . . . حواست را جمع کن لیلی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای... غریبه! هــــــــــــــــــــای.. با توام!! از این به بعد از این حوالی که رد می شوی، چشمانت را درویش نکنی.. از کاسه درش می آورم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا.. برای دلم واژه سر هم می کنم، حوصله اش سر نرود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گناه بی قراریم به گردن غم توست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فریاد خسته ام، بر قلب تنهای پردریغ، زخم می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب از شبهای تنهاییست رحمی کن بیا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در من بخوان ای عزیزترین آوا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جا برای من گنجشک زیاد است! ولی من به درخت خیابان تو عادت کردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید از درون خود را بشکنیم، تا شخصیت جدیدی متولد شود..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .