♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ شادی ایی بهتر از ناراحت بودن برای کسی که نمی تونی داشته باشی نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید سر کنم با همین جای خالیت حالا تو نبودم بگو در چه حالي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه ای غفلت دل می بـَـری نگاه می کنم نه تو هستی نه دل ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوابم میآید، اما باید به اندازهی گریهای کوتاه هم که شده به تو بیندیشم شاید نگاه گرم تو در لابهلای این همه رویا یا در خیال این همه خمیازه گم شده باشه چه کنم؟ باید بیابمت به این گریههای گاهبهگاه بالش و بستر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"آدمها چقدر سخت شده اند! گاهى بى دليل بى محلى ميكنند، گاه تو را در احساس غرق ميكنند! اين درست مثل زجركش كردن است..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی که دلتنگ می شدم می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس ! چندی ست اینجا می نویسم و دلشادم ! از اینکه احساس می کنم " شــــاعــــــر" شده ام ! امشب که دلم شعر نمیخواهد چه کنم ؟! از دلتنگی ات "دیـــــــوانــــه" شده ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر غریب شده ام میان این همه آشنا ... چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنم ! - نه - قلم در دست من نیست....!! من نقاش این تنهایی نیستم! این خاطرات شب چشمانت است که... قلم در دست گرفته... و به حرمت شبهای تلخ من - بعد از رفتن تو – حجم تنهایی را بر قاب دلم نقاشی می کند.........!! و تو.... حتی سایه دلم را در کوچه پس کوچه های قلبت ندیدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نــمیگوید بیا ! نــمیگوید باش ! نمیگوید به من حتی برو راحتم بگذار ... می آید ... حرفـــهای عاشقانه میشنود ! لبخند میزند ! و می رود ... هرشب هرشب هرشب ...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خسته ام از عشقی که میکارم و... اشکی که درو میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو تنهایی و من هم تنهایم تو خاطراتت را میسوزانی تا گرم شوی ولی من خودم میسوزم تا خاطرات گرم بمانند خاکستر خاطرات تو را ، باد میبرد وخاکستر من را ، یاد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمده بودم تا سکوتت را بشکنم سکوتت مرا شکست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از پشت که افتادم، همه به جایِِ زمین خوردن من مینگریستند ... کسی جای خالی تو را ندید!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .