♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو مرا به زمین میخکوب کرده ای . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دود کن... سیگاری که روی لبت داری زندگی من که در دستانت داری من و سیگار شبیه همیم میسوزیم اما میسازیم دود کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش برای یکبار هم که شده می فهمیدی شادی هایم با تو بود و غم هایم با سیگار و دودش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه میخواهی از من ؟ .... ! هیزمی که به تو داده ام تر نبود چون می سوزد و می سوزاند پیکره ی عشق و احساسم را . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سكوت سهم من است زمانيكه جاي لبانت را سيگار سفيدم پر ميكند . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ديروز بود . . . زماني كه پائيز آمد و . . . من همه ي بيتابي هايم را گردنش انداختم تا امروز كه ميرود آنها را با خود ببرد ! آخــر . . . فردا سردي دستان بي توأم را به گردن زمستان خواهم انداخت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نميدانم چه ميخواستي... كه نداشتم و راهت را جدا كردي راهت را ادامه بده . . . راه تو زيباست بـــانـــوي چـــشـــــم پـــاك مــــن . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخند كه ميزدي با من بود . . . خدا را مي گويم ! مبهوتم شايد . . . خدا در لبخند تو جاريست . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بلند شو بیا این ساحل از خودِ ماست روی آن دل به دریا میزنیم با هم میخوابیم ماهیهایمان را سیراب میکنیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها سکوت مانده و حرفی نمی زنی ، حس می کنم که عاشق دنیای بی منی....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .