♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نام تو فقط توی شهر من تکثیر شد مثل یک تنهائی مقدس
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نیستی و تمامی مسیر ها به مقصد مورد نظر مین گذاری شده اند من هم روز هارا بیشتر ازانکه گذرانده باشم شمرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاهای لعنتی ایستاده اند در فرو رفته ام مچاله در سکوتی سیاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قانون عشق اين است: از من دوندگي از تو رمندگي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گور کن عزیز گورم را بزرگ تر بکَن هر غروب آرزو هایم قد می کشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا در قبرستان عاشفان... همه ی گور ها به زبان پیش از تولد خود بغض کرده اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجیب است هر روز زن ناشناس می آید و بر سر مرده ی خود شعر می خوانَد.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 14 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .