♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو نشسته ام ... اینجا کنار آتش سرد وجود خویش ... آتش کشیدی و اکنون خاکسترم به جاست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگار میکشم یعنی نه عاشقم نه تنها اما گسسسته ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فـرهنـگ لـغـتهــا نـیـاز بـه ویــرایــش دارند بـرای مـعنی دلـتـنـگی احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت, دلتنـگی یــعنـــی من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در غیاب من به این همه ضجه های ناموجه نیازی نیست کاسه ای شبنم قطعه ای کافور و دو وجب کفن کافی است ولی ما طبق پیش بینی وضع هوا فردا از یک زمستان زمهریری سر در می آوریم باکی نیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا چرا من در غیاب این همه تو در غیاب این همه او آوازهای کولیان مرده را در میان می گذارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رنگ تیره فردا هیچ ربطی به شراب شب عاشقان نخواهد داشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه حتا اگر به چاه بینجامد بهتر از نشستن به امید پرستو وخواب کبوتر است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهان پر از جیم جهنم وجنون وجهالت است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سهم امشب من......سرد شد حالا کبریت خیست را درآور.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب برای ازدحام کوچه ی خوشبختی باچراغ فروغ فرصت مناسبی می تواند باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .