♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقت رفتن است همه وسائل را جمع کردم به جز صندلی تو شاید وقتی بر می گردی خسته باشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد ِ هر طوفــــــــان آسمان های صافـــــــ و روشن می آینـــــــد آیا تـــــــــو هم بعـــــــد از دل تنگی من می ایی .......هان؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خورشید همیشه در حسرتِ دیدن باران و باران بی خبر از همه جا زمین را بوسه می زند . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به خدا اینهمه بی رحمی به چشمهای شما نمیاد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر دو دست من پوچ بود گل تو بودی.آمدی و دستانم گل شدند اما خیلی زود رفتی و گل دست دیگری شدی حالا باز دست های من پوچ شده اند اما بوی گل میدهند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرده خانه مان آتش گرفت ...از دست نارفیق....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ترس من این است همه در فاصله ها بمیریم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس نفهمید زیر بار غم ها مانده ام ....حتی تو ..... همین .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که گريستن نمي دانم / بي شک بوسه زدي بر اين صورت . چشم من بود و اشک تو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قبلِ آن که بفهمم/ پريد و رفت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از اینجا خواهم رفت و فرقی هم نمی کند ...فانوس به دست عشق شدی .....باید بروی......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم از دیگران شکوه آغاز می کنم فریاد می کشم که ترکم گفتند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احتمال گریستن ما بسیار است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می دانستیم هیچ پروانه ای پریروز پیله گی خویش را به یاد نمی آورد "
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 7 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .