♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر این روزهای من چه شکلیست ...همه میگویند بعد از تو به این روز افتاده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعـــــــرهایم مثل خاکـســــــتر سیگــــــار می ســـــوزنــــــد تا تــــــو را بســــــازنــــــد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار عاشقانه هايم را كپي كنند عمرا اگر طعم اصلش را بدهد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگارمیکشم ک منت نامرد نکشم سیگارمیکشم ک از نارفیق نکشم سیگار میکشم ک بتونم غم و غصه هامو تنها رو دوشم بکشم تو ازپشت خنجر نزن نمیخواد ب فکر سلامتی ما باشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میان خستگی هایم یکی آهسته میگفت: خسته نباشی…!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کااااش پدرم میفهمید.. این سیگاری که در دست “من”است.. برای تفریح نیست،! غمی دارم به اندازه تفاوت نسل او تا من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بر سر عشق آمد؟؟؟ که از افسانه ها… رسید به صفحه حوادث روزنامه ها؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میشد تنهایى ام را به خیابان بیاورم! سیگارى دود کنم! و نگران نگاههاى مردم نباشم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .