♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی قرار است دلم همچون لاله ای باران خورده در جاده ای که هیچ رهگذری ندارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیالت بر دود سیگار نقش می بندد حالا... تو محو میشی یا دود سیگار ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نور و به عاریه گرفتم مثل ماه واسه همین تو روز رنگی ندارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را هرگز نمی بخشم اگر به چشمات نیاموخته باشی صداقت را!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم از شما چه پنهان وقتی که طاقتم طاق می شود زندان را از خیابان دوست تر دارم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توقع زیادی نیست..... خواستن امنیت آغوش تو... و عشقی که.. زیر خط کمربند نباشد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکهایم را نوشتم غرق شدند واژه ها ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .