♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین به یک نگاه تو تمام من خـــــراب شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه فراموشی، به آتش سپردن خاطره ها و یادگار ها نیست. آنقدر نامت را به زبان می رانم، آنقدر یادت را در ذهن می پیچانم، تا هرز شوی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا را سرزمین ِ مردگان می نامم؛ هرزه نباشی، مطرودی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا! تا خرخره پر از زندگی ام؛ مرسی، دیگه میل ندارم، سیرم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر رمان زندگیم را خودم می نوشتم حتما بخش عمده ای از آن را به سکوت اختصاص میدادم ... تا بتوانم صدای پای یک نفر را بشنوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالم خوب نیست لطفا نپرسید چرا! لطفا بی تفاوت از کنارم رد بشین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب که تورو کم دارم از تو خبری نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشتو بیار می خوام دره گوشت بگم می خوام خودمو خالی کنم آوردی؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .