♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه به خاطر شعر نه به خاطر جور دیگر زیستن خانه من برای دو نفر کوچک بود به همین خاطر تنها ماندم (رسول یونان )
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم اشک چشمم با اشک چشم آسمان در هم آمیزد تا هیچکس حتی خودت نبینی چقدر دلتنگ شدم ......... گوشی را بردار دارد دلم زنگ میزند از آهن نیست اما در هوای تو خیس از بارانی که میدانی از آسمان ِ کجا باریدهاست دارد زنگ میزند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط اومدم که بنویسم ، که بگم ، که بخونی : د و س ت ت دارم .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با یک نگاه بههم میریزی تصمیمهای قطعی تازهام را با یک لبخند دود میکنی میفرستی هوا رویاهایی از آن گونه که دوست میدارم برایم نقش میزنی سرم که گرم شد پاهام که سست شد نفست را که کم کم باور کردم باز مرا پشت دری که طعم بوسه میدهد جا میگذاری... باز مرا جا میگذاری...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم بهترين فال من باش ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنت به من ودست نوشته هایم که توانایی تفسیر تو را ندارند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خــــــدایــا مـگـــر نمــیبـیـنـــی هـر شــــب نـبـودنـــــم را بـرایـت پـُســت مـــیگــــذارم؟ پـــس چـــرا لایـــک نـمـی کـــنی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این همه شعر نوشتم آنچه میخواستم نشد زمزمه کردم ورد خواندم فریاد کشیدم نشد آنچه میخواستم پاره کردم آتش زدم دوباره نوشتم نشد تو چیز دیگری بودی بگو تو را که نوشت که سرنوشت مرا کاغذی سیاه کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نم نم باراني وقتي كه شوري هجرانت را بر زخم دلم مي پاشي و يا شايد بخار نفس هاي يك استكان خالي از چاي وقتي كه من به شيريني زننده ي قند ها خرده ميگيرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم مثل باران پاييزي جاري كرده . مرا سخت در آغوش بگير ميخواهم ببارم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک جاده می کشم از قلب خودم به قلب تو ! همه ی مسیر قدم هات و با گل های صورتی و سفید و قرمز فرش میکنم . فقط خودت و زود به قلبم برسون به کمک های اولیه ات نیاز داره ...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس می کنم که دست و دلم روی ابرهاست دارم درست مثل تو بی بال می پرم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .