♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایم احساس تنهایی نمیکنند تا وقتی عطر دستان تو را با خود به یادگار دارند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه آدمی رو همراهی میکنی که دوتاتون تنها نباشین ولی اون میرسه به مقصد... برات دست تکون میده اون وقت تو میمونی و راهی که باید تنها برگردی همون تنهایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این منم یا تویی در آینه؟؟ این تویی یا منم شدیم یه خاطره؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اي كاش درهمان بچگي زلال مي مانديم تاحقيقت عشق باورمان شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فلج می شوم وقتی تو را صدا می زنم و تو نیستی که بگویی جانم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار چشم هایم هنوز لایق دیدارت نشده اند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که نیستی نوشته هایم شعر نمیشود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوسه هایت انار را می ترکاند! نفس هایت سیب را می رساند! آغوشت ابر را می باراند پاییزیترینی تو !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن روزها ... تو و بوسه ی ِ داغ ... امروزها ... من و داغ ِ بوسه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این است روزگار من اکنون...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایت را وقتی سیل می گیرد سّد دلم می شکند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امیدی نیست وقتی همه دیواریم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت را از من دریغ نکن....این تنها سهم ِ باقیمانده ی من است از تو...!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .