♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست می دارمت و این برای من کافی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاییزاست قطره های شبنم به زندگی فکرمی کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو به من خندیدی؟...................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می روم تو بیا ...نگران نباش.....پشت در نمان....چمدانم را بسته ام سال ها....فقط قدرت بلند کردنش را ندارم.....اما تو بیا.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر به جای این همه شاعر نانوا داشتیم هیچ کس گرسنه نمی ماند گندم بنویسید من آرد می کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چی بنویسم تو بگو لعنتی..سكوت آب مي تواند خشكي باشد وفرياد عطش؛ سكوت گندم مي تواند گرسنگي باشد وغريو پيروزمندانه ی قحط؛ همچنان كه سكوت آفتاب ظلمات است اما سكوت من فقدان......توست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمها اگر فراموش شوند نه گل و برگي دارند كه زرد و پژمرده شود نه خاكي كه خشك و كمآب آدمها اگر فراموش شوند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ديواري است عشق تو كه جاي تكتك آجرهايش پرنده لانه كرده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دفتر شعرهای عاشقانه را بستم ردپاها عاشقانههاي زمستاناند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوشته های لعنتي كاغذهاي دوستداشتني....مرا به کجا می برید.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمهاي تنها بيشتر احساس سرما ميكنند امشب را شال و كلاه نميكنم اين سينهپهلو را هم به پاي اخبار میگذارم نه چيز ديگري
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه فرق ميكند تنهاييات را كجا بگذراني؟کلبهاي جنگلي ويلايي ساحلي دوبلكسي آبي يا آپارتماني چهل و چندمتري....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رنگ میدهي......به كلمههاي بيربطي كه شعرهاي من ميشوند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .