♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخم که عمیق شود ، بیداری ِ دل ، درد دارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمان مبر همیشه حوالی خواب های تو بیدارم گمان مبر که همیشه عاشقانه می نویسم و می خوانمت عشـــــــــــــــــق ... به زخم که برسد ، سکوت می شود ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همینقدر که سایه ات بر تنهایی ام باشد کا[!]ت "خورشید" نمی خواهم تو را پنهان می خواهم برای خودم تنها برای خودم و من می اندیشم ... چه بهانه قشنگی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمی خواهم تو همان باشی! تو باید در هر زمان بهترین باشی. نگران شکستن دلت نباش!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیـــــلی مراقب دلـــم بودم که نشکنـــــه اما شکســــــــــت شکســــــت شکست آروم و بی صدا شکست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من بودم تــــــو و یک عالمه حرف… و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یـــــک آه چقدر وزن دارد…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر اشتباه خودت را به گردن دیگران انداختی و دیگران را مقصر شمردی ، یادت باشد تو فقط مذکری نه مرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ریسمان پوسیده ام را هم اگر گرفتی بگیر .... من بدون ریسمان هم از پریدن واهمه ندارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا حس میکنم هستی کنارم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاه گاهی به یادت غزلی می خوانم تانگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق تــــــــــو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بـــــود امّا شوخی بــــود ! ... حالا . . . تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است ! من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . ! تمام این تنهایی.............. تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل آسمانی که امشب می بارد....شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .