♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر می گردد......با ما چای می خورد ....غصه را می گویم....تو نگران نباش عزیز......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمان كند مي گذرد ....همخانه شده ام با چاقویی که تا دسته فرو رفته است در قلبم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز کنید گره را .. دلم برای او تنگ شده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعري بگو به نيت مستي با مطلع شراب !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ادامه بده به کارت...... اصلا خودت را ناراحت نکن،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخ است بیدار شدن وقتی توی خانه تو نیستی. وقتی اندوه همه خانه را گرفته است. تلخ است زندگی بدون تو. نبودنت قد کشیده است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز زنده ام. زنده ام و با تو زندگی می کنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ یادم نمی آید. همه اش نبودنت است که روی قلبم ، روی پوست تنم، روی همه زندگی ام رد انداخته است. نبودنت است که درد دارد و درمان ندارد. بودنت را فراموش کرده ام آنقدر که نبودنت بزرگ بوده است برای قلبم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یاد گرفته ام چه کنم. یاد گرفته ام چطور همه چیز را جوری تحمل کنم که آب از آب روزگار تکان نخورد. این حنا دیگر برایم رنگی ندارد. یاد گرفته ام چطور خودم را غرق کنم لای کتابها، رنگها، آدمها، خیابانها. یاد گرفته ام چطور خودم را فراموش کنم . همه اش را نبودن تو به من یاد داد! - دلم می خواهد زنگ در را فشار دهم. صدایت را بشنوم. تو یکبار دیگر در را برایم باز کنی. حتی اگر شده توی خواب.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شیرین نمی شود این طعم تلخ ....حقیقت تلخ است مثل قهوه ای که به آن نگاه می کنی کمی شکر جرعه ای شیر......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اعتصاب غذا كرده اند واژه ها - حرف نمي زنند عاشق نمي شوند تب كرده اند - سرت را برگردان!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مي خواهم با باد وعده ديداري بگذارم ......در اتاقي با پنجره هاي بسته و پرده هاي سياه.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 23 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .