♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر اینجا هراسانم..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا اوج کبوتر، پروازم دادي برايم کف زدي سپس با نگاه سردت بال هايم را نشانه رفتي ! چقدر باورت داشتم ...!!! اما تو سقوطم را رقم زدي ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانوی آسمانی من .....من هم روری پیر خواهم شد....روزی خواهم مرد....اما تو آن زمان به عکس این روزهایم خیره شو....آن وقت تو هم عشقی جوان خواهی شد...در دیاری که من نیستم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تصور کن تنهایی را به شکلی عجیب رو به رویت ظاهر می شوم . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی از چگونه به انتها رسیدنمان یادم نیست فقط به یاد می آورم که یک بار به شوخی گفتم " برو" و یک باره بغض کردی . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو من هم روزی پیر خواهم شد اما تو آن زمان به عکس این روز هایم خیره شو آن وقت تو هم عشقی جوان خواهی داشت . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز...یکی از بهترین دوست هایم گفت " هر وقت تورو می بینم یاد بدبختی هام میوفتم .....شکسنم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو .............دست روی دلم بگذار بی تابی ام را خواهی دید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدانگهدار دوستان .....شب خوش..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نامه ای برایت می نویسم هوا بارانی می شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیشه ..........بی تونمیشه .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از نوشته هایت که عبورمیکنم ...یاازترس خواهم مرد یا به ضرب گلوله ..دست خودم که نیست ..اشکی که ازچشمهای توطلوع میکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت کامپیوتر اتاق نشسته ام و انتظار می کشم اینبار که پنجره ای را باز کردم تو لبخند بزنی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکرش را بکن........حالا تمام دلخوشیم تویی..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 23 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .