♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لطفا اينقدر بوق نزنيد! اين جنازه از خواب ميپرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه هیچی سر جای خودش قرار نمی گیره ....حتی اگر قطارها به وقت دل دادن به ایستگاه برسند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در انتظار چه نشستهاي زمان علف خرس نيست عزيزم هر ثانيهي حرامشدهاش را بايد حساب پس بدهي حواست نباشد همين ساعت لكنتهي ديواري به نيش عقربههاي تيزش تو را و اشتياق مرا به اجزاي موريانهپسند تجزيه ميكند و چشمهايت را ميبرد مانند دو تمبر باطلشدهي قديمي در آلبومي كپكزده بچسباند. نگو كسي به فكرت نيست و نامت را دنيا از ياد برده است. شايد دنيا (تويي و من) و نام ما مهم نيست در جريدهي عالم با حروف درشت چاپ شود همين كه جانانه بر لبي جاري شود تا ابديت خواهد رفت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه ميشد اگر تو آن يك نفري نبودي كه که دوستم نمی داشت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همين ساعت كه شقه شقه ميكند روحم را.....دوریت.....عشق صدايش را ملايم و رنگ دستهايش را عوض كرد به جاي شنگول و منگول و حبهي انگور در را باز كردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ...آسوده باش..اشغالگران قلبت غريبه نيستند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان صاف خواهد شد.....دلم را نمی دانم.....بعضيها اينطور نگاهم ميكنند؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این درد کمی نیست......دلتنگم.....جاي تو خالي است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام در گوشهاي نشستهام.......اما زخم به روحم رسيده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به هم ميكوبند موجها درون صدفها درون سينهي من....تنهای ام را.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چيزي از دريا در صدفها جا مانده چيزي از تو در من.....همین ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از دوست داشتن تو..... خسته نميشوند...نوشته هایم....اگرچه خنده هایت با دیگران باشد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش كسي جايي منتظرم بود.......میان نوشته هایم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دلم فرو ريخت......دوسنم ندارد......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .