♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقت ها، از بعضی چیزها متنفری. - مثل تنفر گنجشک از سازه های آهنی موجودات دو پا - اما گاهی مجبوری، برای زنده ماندن به همان "بعضی چیزها" چنگ بزنی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به پیشواز آینده میروم شاید به حرمت قدوم خسته ام کمی مهربان تر باشد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ترک که میگویی مرا سکوتم را قاتل نباش ! پشت آن بغضی نهان است به سنگینی فقدانت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که رفتی بوی باران میآمد و صدای افتادن قطره ای شور بر خاک!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه ها میگریزند از تو، که فاتح وجود منی و سکوت زاده میشود . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در تنهایی ام آهسته قدم بردار، سکوت بـه سادگی میشکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من کی بذر دلتنگی کاشته ام که این روزها فقط دلتنگی درو می کنم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 12 ساعت و 38 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .