#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
پرواز مي كنید بی هیچ دغدغه تنها می مانم وقتی كه دست شاعر بی هیچ واژه بر می گردد. كی این گونه پرواز آموخته اید؟ وقتی كه جایتان میان آغوش من است. چشم به راه سپیدی تانم ولی... سفید می مانم.
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
هستم ولي خسته ام... همين!
به غیر از تو که حرف دارم برات دیگه با همه راضیم از سکوت
دارم ذهن یک شعرمیشوم بی رنگ میان خطوط پررنگ ...
در شعرهای پاییزیِ من چشمهایت پر از شکوفه اند
صدايت که ميزنم سعدي شکوفه ميدهد از گلهايي که در نامت جوانه کردهاند شاعر ميشوم باغبانِ واژههاي مقدست
به باب مزاح میگم! این خنده هر کاری بگی میکنه!
تجلی حضورت تلاقی نگاهت رنگین کمان حیات من است کاش میدانستی تا هستی دنیای من رنگین است
حقیقت، درختی ست، بی خزان؛ با میوه هایی که هرگز نخواهند رسید!
اشک های امروز من از درد؛ تسلی بخشِ مصیبت فردا هاست
الان جریمه می نویسه
نه اقا پلیسه جریمه نکنی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .