♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست به دامن راههای نرفته میشوم ..رگهایم اما تپنده تر آرزو می کنند تو را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جاده ها میخکوب شده اند سر جایشان مرا تکان نمی دهند خدا کند خواب باشد این زندگی می خواهم بیـــــدار شــوم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از دیوار بیداری صدایم کن من از پرچین رویاها برایت سیب می چینم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی . . . خسته می شوند از رنگ تکراریت این روزها دوره ی رنگین کمان هاست . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با همه چیزت کنار امدم جز جمله آخرت که گفتی :هر طور راحتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشت . . . فقط جای یک حلقه دارد . . . دلت را دست به دست میکنی برای چه . . . ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پيش از آن كه برگ هاي زرد را زير پاي خويش سرزنش كني خشي خشي به گوش مي رسد برگ هاي بي گناه با زبان ساده اعتراف مي كنند خشكي درخت از كدام ريشه آب مي خورد...........
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .