♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در شبیخون فاصله ها من از عصیان یک آغوش لبریزم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جادّه های آمدنت همیشه مسدود است هزار چم چالوس...کوه های آرزو ریزش می کنند تونل های رابطه بسته می شوند سیل غم پل ها را می برد و بهمن انتظار بر سرم آوار می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست کشم را تن می کنم دلم خنده اش می گیرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم دریائی ستــــــــــــــــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ...مرا از عشق نترسان سال هاست زیر باران خزر قدم زده ام دل شیرینم ! مرا از عشق نترسان گوش کن چشم هایم باران را تلاوت می کنند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .