♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آه...آری...این منم...اما چه سود او که در من بود،دیگر نیست،نیست می خروشم زیر لب دیوانه وار او که در من بود،آخر کیست،کیست؟ «شعر از فروغ فرخزاد»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دگر پیر نیستَم و تا ابد نیز پیر نخواهم بود زنده ام و جوان خواهم بود....بهاری دیگر در راه است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابرهای آبستنِ برف کشیده اند چادرِ سپید بر سر و منتظرند زایشِ دانه های بلور را از دلِ آسمان پـُر ابر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـعر عصیـان در گوش زمـان زمزمه میکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حجم ملتهب شب بر دیوارهای سرکش خیال مست، چون آخرین ضربه ی سرد آه رنگ می بازد!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .