♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ملتی را می شناسم، آنقدر گرسنه بود .... که چوب تمام کار های کرده و نکرده اش را می خورد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شلوغ ک می شوی مثل چهارشنبه های آخر سال به بهار دیگر فکر نمی کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر خوبه داره بهار میاد یه بهار خوب..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دکتر شریعتی ابتدای کتاب هبوطش یه جمله ای داره : "تو قلب بیگانه را میشناسی زیرا در سرزمین مصر بیگانه بودی " حالا "تو" میدونی من چی میگم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جایی که می شود از یاد رفت ، جای دوری نیست ! کا[!]ت به پنجره ی بسته عادت کنی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی هیچ شانه ای ، تکیه می دهم به سقوط! ناکامی چشم هایم در بُغضی ابدی غوطه ور خواهد شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر بودن ِ بی تو ، یک نبودن است در فقر ِ من! و یک فقر، در نبود ِ تو! و حالا خوب می فهمم، که همیشه فقیر بوده ام.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب نیز فردا می شود اما فردا هیچ طراوتی ندارد، وقتی کسی کنارت نباشد تا بیدارت کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفت همینجا بایست برمی گردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو عبور شمیم کبوتری در انتشار پرواز و من! محتوای یک پر میان بال تو .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بی رحمانه سکوت می کنی در پشت شیشه های مات انگار مرا ندیده ای .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تشنه تر می شوند واژه های خشکیده! اگر سرمای تو زیر صفر بماند.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .