♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم تو را چگونه بنویسم و با کدام شعر به جنگ ذهن شاعرت بروم توان مقابله ام نیست، می دانم من از پیش بازنده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اینجا به جرم عاشقی بر دار خواهم شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربانی تو سرپناهی است تا پرندگان...پاییز را از زمستان این کوچه بگذراند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم سخت می شکند وتو اسان عذر می خواهی واین عادلانه نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سکوت خودم / منتـــــظرم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم هنـوز خواب بـاران را دوسـت دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر درد دارد وقتی که از عشقت یک حس خاموش مونده باشه برات....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز رازقی های باغچه را آب دادم عطر نارنج بلند شد شهد عشق را لمس کردم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز به یاد تو ... ... تلخِ تلخ نوشیدم !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .