♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده نیامدی که چنین ساده بگذرم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مست می و تو یک دو غزل باده پیمانه ....شوریست افتادن دل در غم رندان این یک دو پیمانه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دیگر مخاطبی ندارم ....مخاطب نازنین من ...مثل یک جرعه آب خنک در عطش تیرماه ...مرا نوشید ورفت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار باز کرده اند آغاز مرغان خسته از پرواز کوچ و پرسه زنی را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگاری خواهد رسید .... همچنان که در آغوش دیگری خفته ای ، به یاد من ... ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی ! دلت هوایم را خواهد کرد ... ! به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را ... به یاد خواهی آورد خنده هایم را ... به یاد خواهی آورد اشک هایم را ... به یاد خواهی آورد حرف هایم را ... مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی : من تو را می خواهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دوست دارم بدون پک زدن فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد شاید اخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روز تنهایی من... بـــی تـــــــــــــو گذشت.. بــــی تـــــــــو نوشت. بــــی تو شکست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهای من از دوریت کنون مثل آسمان بارانيست ابرها میبارند و آرام میشوند اما چشمهایم می بارند و بیقرار تر میشوند کاش تا ابرها آرام نشده اند بیایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکی اینجــا… بی تــو …… دل توی ِ دلش نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا زنده ام می نشینم به انتظارت شاید هم نیایی … من کارم را می کنم …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تازگیا هرکی میگه دوسِت دارم ، خندم میگیره ! بی اراده میگم : تو دیگه چی میخوای ؟؟؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .