♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمانه من عصر ارمغان تشنج عصر اجتهاد نابسامانی عصر اسکلتهای یخ زده ، نفس ها سرد ایمان ها سست زبان ها گنگ آدم ها دیوار ، همه در گریز همه در تكاپوی چرخش وار انفجار رستاخیز قبل از دمیدن اسرافیل همه در وهم و اضطراب اسیر به كجا باید پناه برد . . . ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نقطه یعنی تکرار مداوم یک آهنگ و بستن چشمها برای تجدید خاطره ای نقطه یعنی ایستــــــــــــــــــــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهم نیست که هستی مهم نیست که هستم مهم نیست بخوانیم اگر آمدی آهسته پا گذار من از هیاهو گریزانم تنهـــــــــــــــا میان این همه بی نظمی خودم را ورق میزنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا تاریک خانه ای است، بسیار بزرگ خود نیز آن را ساخته ام سلول به سلول از گوشه های دنج تمام کاغذهای خاکستری را به دندان کشیده ام..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر دریاها شهری است قایق نمی خواهد فراموش که بشوی، غرق خواهی شد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـــوای ســـجـــاده ام شرجــــیــ ــســـتـــ ــ .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه میکنم... سکوت میکنی... سقوط میکنم....!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .