♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر، آن مرغ آزاد و رهای دشت نیستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار امشب را ، تنها همین یک شب ناقابل را ، با نت های لبانت بگذرانم ؛....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاییز چه سرد از میان کوچه ی دلم می گذرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نیامده ای هنوز ..... من مانده ام با شمع های آب شده و .... و دشتی پر ز پروانه های عاشق ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سلامتیه اونایی که از شدت دلتنگی به کما رفتن... حرف میزنن .. راه میرن... نفس میکشن... ولی هیچی حس نمیکنن.... هیچی....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .