♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و سکوتـــ می کنی فریــاد زمانمــ را نمی شنــوی ! یکــــ روز مـ ن سکوتـــ خواهمـــ کرد ! تـ و آن روز بــــ ـرای اولین بار مفهومــ "دیــر شدن " را خواهــ ــی فهمیــد !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غافلیم از جای خالی آدمها جای خالی بعضیها چقدر عمیق حس میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی پر هیاهو است صدای سکوت میاید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بروم صد پله پایین با دریا گریه کنم کنج صدف... مرواریدوار.. بیصدا ...در غزل گردیهای تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برایت میسوزد خدا بعدها چگونه میخواهی من را قانع کنی؟ بگویی به این دلیل به این دلیل آیا من قانع بشوم یا نشوم خدایا خداییت سر جایش اگر قانع نشدم چه میکنی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این زمانه بی های و هوی لال پرست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگاری روشن میکنم تا سیاهی روزهایم را دود کنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به روزگار بگویید: برای من آسهایش را رو نکند، چشم و دلم سیر است از این آسهایی که با حکمهایی تکراری بریده میشوند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم چندروزی آرام کنار این دریاچه بنشینم و فقط با بوسهٔ نسیم چشم باز کنم. این خلسه را دوست دارم. این نبودن در عین حال بودن را دوست دارم. میخواهم چندروزی بیخیال این زندگی شوم، بخاطر تمام این سالهایی که زندگی بیخیال من شده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتشى میخواهم بسوزاند سرتاسر مرا و منِ دیگرى ققنوس وار بر خاکسترم پاى بکوبد.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .