♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها آرزوی زندگیم میسوزد... خدایا برخیز ... به تو محتاجم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه چیز خنده دار بود…. داشتن تو…! بودن من ; ماندن ما….!! رفتن تو… این همه آه…. گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شازده کوچولو می گفت : گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود اما ماندنی بود . این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود... +++ به قول حسین پناهی : قطعاً روزی صدایم را خواهی شنید ... روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف می زدي اما تلخ... محبت می كردي ولی سرد... چه اجباری بود دوست داشتن من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو تا آخر ِ عمر درگیر ِ من خواهی بود ... و تظاهر می کنی نیستی... مقایسه، تو را از پا در خواهد آورد... من می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام تو دیگر خوب نخواهی شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم...باران میخواهد... دلم جاده میخواهد...جاده ی بارانی...دلم جاده های بارانی شمال را میخواهد... دلم جاده ی بارانی مه گرفته میخواهد... دلم عبور ابرها از لابلای درختان خیس جنگل را میخواهد... دلم یک عالمه حرف دم نکشیده میخواهد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر بسوی کدام قبله نماز گزارم..............
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .